عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
79
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
موسى مرادت بدادم ، اما پس ازين ايشان را نيست و نرسد كه در زمين قدس شوند ، و اين بيابان برايشان حرم ساختم ، و حرام كردم برين زمين كه ايشان را از خود بيرون گذارد تا چهل سال برآيد . گفتهاند كه شش فرسنگ بود بعرض ، و دوازده فرسنگ به طول ، و بروايتى نه فرسنگ بعرض و سى فرسنگ به طول ، و موضع آن تيه ميان فلسطين و ايله مصر . هر بامداد فرا راه بودند و گرم ميراندند تا شبانگاه ، و شبانگاه هم به آن منزل اوّل بودند ، و گفتهاند كه : در روز محبوس بودند ، و در شب ميرفتند ، از اوّل شب تا بامداد ميرفتند ، بامداد هم بمقام اول شب بودند . پس بموسى ناليدند ، و موسى دعا كرد تا ربّ العزّة منّ و سلوى بايشان فرو فرستاد ، و آن جامها كه بر تن ايشان بود ماند تا آخر عمر ، كودك كه ميزاد با جامه ميزاد ، چندان كه وى را دربايست بود ، و چنان كه كودك ميباليد جامه با وى ميباليد ، و چون آب خواستند موسى دعا كرد تا دوازده چشمه از آن سنگ سپيد كه از طور با خود برده بود روان گشت ، فذلك قوله : قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ . نفرى عظيم بودند ، ششصد هزار ميگويند كه مرد مقاتل بود در ايشان ، و جمله در تيه فرو شدند مگر دو مرد : يوشع بن نون و كالب بن يوفنا ، و هارون و موسى هر دو در تيه فرو شدند بيك روايت ، و موسى يوشع را خليفهء خود كرد بر بنى اسرائيل . چون مدت چهل سال بسر آمد يوشع لشكرى فراهم كرد از بنى اسرائيل از فرزندان ايشان كه معصيت نكرده بودند ، و پس ايشان خاسته بودند ، به اريحا شده بجنگ جباران ، و رب العالمين جل جلاله آن فتح بدست ايشان برآورد ، و آن جباران بدست بنى اسرائيل بتأييد و نصرت اللَّه همه كشته شدند . چنين گويند كه روز آدينه جنگ بود . نماز شام درآمد ، آفتاب فرو شده كه هنوز قومى از آن جباران مانده بودند ، و روز شنبه ايشان را دستورى جنگ نبود ، ترسيدند كه اگر فائت شود ، آن نفر باقى